صد بار گر از دست غمت خون رود از دل

از در چو درآیی همه بیرون رود از دل

 

گـر قـصـه‌ی عـشـق مـن و یـارم بـنـگارنـد

صد لیلی و مجنون همه بیرون رود از دل

 

در قـتـل مـن ای مـه بکـش آهـسـته کمان را

حیف است که پیکان تو بیرون رود از دل